گاه نوشت های من

خرید بک لینک
چه هفته ی سختی بود ! شنبه اوران ، سه شنبه امتحان نسخه ، چارشنبه فاینال . تموم شدن خداروشکر !

چه استرسی دارم واسه سفر دوشنبه ! همش حس میکنم اون عوضیو میبینم و همه چی گند میخوره ! خدایا کمکم کن :(

مامان بلخره امروز چمدون خرید ! امیدوارم خراب نشه ! خیلی چمدون خوبیه ولی مامان نمیتونه دوباره پول بده بابتش . خیلی سخته که باید مواظب قرون قرون پولش باشه .

چرا کتاب نمیخونم واقعا ؟!؟! چه وضعیه همش لش میکنم اینور اونور :(

بارکدو دیدم خییییلی باحال بود :)))

گاه نوشت های من...

ما را در سایت گاه نوشت های من دنبال می‌کنید

برچسب: شونزده ساله ها,هزاروشصت شونزده,اف شونزده,هفته شونزده, نویسنده: بازدید: 99 تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 19:07

جیگرم براش کبابه .. نصف شبا یاد عشقش میوفته ! چرا رفتی چرا من بی قرارم !!!

الانم بعد از نیم ساعت آهنگ چونی بی من رو گذاشته !!! ای در دل من میل و تمنا همه تو ...

بوی پاییز میاد قشنگ !! پنجره م بازه طبق معمول و تختم زیرش . باد میاد ، بوی پاییز میاد زیر دماغم ... یه هول و هیجانی دارم به خاطر تغییر فصل ! مدرسه که نمیخام برم ولی بازم یه شور و هیجانی دارم نمیدونم چرا !

گاه نوشت های من...

ما را در سایت گاه نوشت های من دنبال می‌کنید

برچسب: هفدهمین کنگره میکروب شناسی,هفده,هفده انگلیسی مسموم,هفده شهریور,هفدهمین کنفرانس آموزش فیزیک,هفدهمین همایش صنایع دریایی,هفدهمین جشنواره تئاتر دانشگاهی,هفدهمین ازدواج دانشجویی,هفده ربیع الاول,هفدهم ربیع الاول, نویسنده: بازدید: 90 تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 19:07

خب به نام خدا ، عاشق مسعود داغون شدم !!! امروز عکسای اینستاشو دیدم ، نفسم داشت بند میومد قشنگ !!!! چه وضع عاشق شدن مزخرفیه واقعا :|

انتخاب واحد عاااااااالی شد !!! ایشالا اون چنتا درسی ام که نمیدونم استاداش کیان خوب باشن ! الهی شکر واقعا همونی شد که میخاستم . شرمنده میشم وقتی انقد خدا کارامو خوب ردیف میکنه !

گاه نوشت های من...

ما را در سایت گاه نوشت های من دنبال می‌کنید

برچسب: پونزده خرداد,فیفا پونزده,تعاونی پونزده, نویسنده: بازدید: 100 تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 22:47

دیروز رفتم دانشگاه . کارای سمیه پیش رفت خداروشکر . ولی این وسط یه کاری گره خورد . من واقعا عاشق سعیدم . ولی چرا وقتی مسعودو دیدم یهجوری شدم ؟ هیچ جذابیتی تا دیروز برام نداشت ! با سمیه م کلی مسخره ش کرده بودیم که چقد داغونه و بی مزه س و اینا . ولی از دیروز تالا دارم روانی میشم انقد تو ذهنمه !!!

گاه نوشت های من...

ما را در سایت گاه نوشت های من دنبال می‌کنید

برچسب: چهارده معصوم,چهاردهمین جشن حافظ,چهاردهمین کنگره بیوشیمی,چهارده روایت قرآن,چهاردهمین کنفرانس آموزش ریاضی,چهاردهمین کنگره سراسری بیوشیمی,چهاردهمین نمایشگاه صنعت ساختمان,چهاردهمین سوره قران,چهاردهمین کنگره دانشجویان علوم پزشکی,چهاردهمین کنگره علوم خاک, نویسنده: بازدید: 99 تاريخ: پنجشنبه 18 شهريور 1395 ساعت: 10:31

انقدر خابم میاد که حوصله ندارم خیلی بنویسم . فقط چند خط !!

رفتیم لانتوری . خیلی قشنگ بود و فوق العاده اعصاب خورد کن . ملموس . ریشه ای .

از آدمایی که تمارض میکنن حالم بهم میخوره . همه ی آدما رو تا پای حرفشون نشینیم نمیتونیم راجع بهشون نظر بدیم یا حرف بزنیم !

.

.

.

.

میخام ننویسم ولی نمیشه ...

چقدر احمقانه سعیدو دوست دارم .

پی نوشت یادآوری : کیانا و سحر و گرجی و حسین رو یادم باشه ببینم .

گاه نوشت های من...

ما را در سایت گاه نوشت های من دنبال می‌کنید

برچسب: هشتگ,هشت بهشت,هشت پا,هشتک,هشت صبح,هشتگرد,هشت نفرت انگیز,هشترود,هشتگ چیست,هشتپر, نویسنده: بازدید: 92 تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 16:46

الهی شکر !! مهمانی سمیه جور شد ! خیلی خوشحالم واقعا ! :)

چقد فیلم شهدای مدافع حرمو میبینم گریه میکنم . با اینکه با بابام اصصصلا رابطه ی خوبی ندارم و برای مرگش لحظه شماری میکنم ولی بچه های مدافع حرم که بابا هاشون شهید میشن و گریه میکنن جیگرم کباب میشه . میثم بلوک آذری توی اینستاش یه فیلم گذاشته از مدافعان حرم و من عررررر زدم با اون فیلم یک دقیقه ای !!

چی بگم دیگه ...

دستم نمیاد بنویسم .

خودشون دستمونو بگیرن ایشالا ... خدا ام به خانواده هاشون صبر بده !

گاه نوشت های من...

ما را در سایت گاه نوشت های من دنبال می‌کنید

برچسب: دهخدا,دهکده آبی پارس,دهوند,دهن العود,دهب,دهوك,دهان,دهه شصت,دهه کرامت,ده فرمان, نویسنده: بازدید: 111 تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 16:46

حسین آقا ام رفت ... باورم نشده هنوز . از گریه ی پسر و زنش گریم گرفت ولی واقعا باورم نشده ...

هرچی میگذره از سروش و خانوم دکتر پ بیشتر بدم میاد !!

تحمل مریم حتی نفس کشیدناش ام ، زجر آوره !!!

انقد امروز خسته شدم و خابم گرفته که توی ماشین هی میخابیدم !! :)))))

از ظهر اونجا بودیم. خیلی جمعیت بود ولی همه ساکت بودن . خیلی جو بدی بود :((

کلی ظرف شستم ، کلی کمک کردم . حداقل یه مقدار از عذاب وجدانم کم شد .

دارم از خستگی از هم میپاچم :)))))))

گاه نوشت های من...

ما را در سایت گاه نوشت های من دنبال می‌کنید

برچسب: دوازده امام,دوازده مرد خشمگین,دوازده مرد خبیث,دوازده سال بردگی,دوازدهه,دوازده قدم,دوازدهمین ماه سریانی,دوازده سال انتظار,دوازده امام به ترتیب,دوازده امامی, نویسنده: بازدید: 121 تاريخ: سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 16:46

صفحه بندی